{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو زندگانیت را می بخشیدی

تو زندگانیت را می بخشیدی
تو مثل نور سخی
بودی
تو لاله ها را میچیدی
و گیسوانم را می پوشاندی
وقتی که گیسوان من از عریانی می لرزیدند
دیدگاه ها (۳)

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود،مرد مغروری به او رسید و با تکبر...

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تو ام سنگین شده ای ب...

صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است ...

میان مشرق و مغرب ندای محتضری ست که گاه می گوید من از ستاره ی...

❤️❤️😊😊😊😊😊😊😊‏تمام سیاهی در تو می‌گریست و تو زیبا شده بودی در ...

خیانت فقط این نیست که یکی با یکی دیگه باشه… گاهی خیانت یعنی ...

تو جان بودی، جهان بودی، تمام داستان بودیپناه قلب های خسته از...

تو دلخوشی منی امام رضاجانم 💚🤍تو بودی که هوامو داشتی وقتی داش...

ناگهان نوبت تو می‌شود... و خداوند با دستانی پر از نور، تمام ...

سناریوی بلولاک

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

کاش خودش بود و تو پیاده روی بهمون شربت تعارف میکرد

😭درد اینجاست؛؛ وقتی عاشق کسی بودی و اون حالا نیست؛؛ هر کسی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط