عشق مافیایی
عشق مافیایی
Part 16
ات: باشه بابا برو بخواب شب بخیر
جیمین: بدون تو جایی نمیرم
ات: منم نمیام
ویو جیمین
از مچ دستش گرفتم کشیدم سمت خودم بلندش کردم انداختم رو شونه ام ات جیغ زد
ات: بزارم زمین ( با صدای بلند)
بدون توجه به حرفاش بردم اتاق درو قفل کردم کلید رو برداشتم گذاشتم تو جیبم ات رو انداختم رو تخت
جیمین: داشتی از دست ددی فرار میکردی
ات: جیمین خوابم میاد شب بخیر
جیمین: تا صبح بیدار میمونی
ویو ات
خاک تو سرم حالا چیکار کنم از زیر دستش کنار رفتم رومو بهشون برگردونم چشامو بستم
جیمین : بیبی به ددی توجه کن
ات: شب بخیر
جیمین: بیبی
ات: چیه
جیمین: مثل آدم بگو جانم ددی
ات: نخیر نمیگم
جیمین: پس منم میدونم چیکار کنم
ات: باشه باشه میگم
جیمین: میشنوم
ات : جانم ددی
جیمین: همینه آفرین
ات: باشه شب بخیر
جیمین: یه بوس
ات : نه
از شونه ام گرفت منو برگردوند تو چشام زل زد
جیمین : گفتم یه بوس
ات: باشه بیا
صورتشو جلو آورد گونشو بوسیدم
جیمین: لب
ات: چی
جیمین : لبمو ببوس
آروم لبشو بوسیدم از کمرم گرفت به خودش چسبوند بعد از چند مین ازم جدا شد
جیمین : عالی بود
ات: عالی بود ( اداشو در آورد)
جیمین : مسخره
ات: خودتی
جیمین: ات
ات: چیه مختار
جیمین: مختار کیه
ات: تو
رومو بهشون برگردونم پتو رو کشیدم روم چشامو بستم محکم تر گرفت گردنمو بوسید
ات: مختار بزار بخوابم
جیمین: باشه شب بخیر
ات: شب بخیر مختار
با هم دیگه تو بغل هم خوابیدن
خب خب لایک نمیکنی کامنت نمیزاری شماره ی مامانتو دارم زنگ میزنم بهش میگم چه دختر بی ادبی داره
ادامه دارد...
Part 16
ات: باشه بابا برو بخواب شب بخیر
جیمین: بدون تو جایی نمیرم
ات: منم نمیام
ویو جیمین
از مچ دستش گرفتم کشیدم سمت خودم بلندش کردم انداختم رو شونه ام ات جیغ زد
ات: بزارم زمین ( با صدای بلند)
بدون توجه به حرفاش بردم اتاق درو قفل کردم کلید رو برداشتم گذاشتم تو جیبم ات رو انداختم رو تخت
جیمین: داشتی از دست ددی فرار میکردی
ات: جیمین خوابم میاد شب بخیر
جیمین: تا صبح بیدار میمونی
ویو ات
خاک تو سرم حالا چیکار کنم از زیر دستش کنار رفتم رومو بهشون برگردونم چشامو بستم
جیمین : بیبی به ددی توجه کن
ات: شب بخیر
جیمین: بیبی
ات: چیه
جیمین: مثل آدم بگو جانم ددی
ات: نخیر نمیگم
جیمین: پس منم میدونم چیکار کنم
ات: باشه باشه میگم
جیمین: میشنوم
ات : جانم ددی
جیمین: همینه آفرین
ات: باشه شب بخیر
جیمین: یه بوس
ات : نه
از شونه ام گرفت منو برگردوند تو چشام زل زد
جیمین : گفتم یه بوس
ات: باشه بیا
صورتشو جلو آورد گونشو بوسیدم
جیمین: لب
ات: چی
جیمین : لبمو ببوس
آروم لبشو بوسیدم از کمرم گرفت به خودش چسبوند بعد از چند مین ازم جدا شد
جیمین : عالی بود
ات: عالی بود ( اداشو در آورد)
جیمین : مسخره
ات: خودتی
جیمین: ات
ات: چیه مختار
جیمین: مختار کیه
ات: تو
رومو بهشون برگردونم پتو رو کشیدم روم چشامو بستم محکم تر گرفت گردنمو بوسید
ات: مختار بزار بخوابم
جیمین: باشه شب بخیر
ات: شب بخیر مختار
با هم دیگه تو بغل هم خوابیدن
خب خب لایک نمیکنی کامنت نمیزاری شماره ی مامانتو دارم زنگ میزنم بهش میگم چه دختر بی ادبی داره
ادامه دارد...
- ۱۸.۲k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط