{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم

#چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم

👤 شهریار
دیدگاه ها (۱)

#دلا! ز هجر مکن ناله، زان که در عالمغم است و شادی و خار و گل...

#هرگز از یاد من خسته فراموش نشدآنکه هرگز نتواند که مرا یاد ک...

#هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بوددر کار خیر حاجت هیچ استخا...

#گر بود شایستهٔ غم خوردن تو جان مناین نصیب از دولت عشق تو بس...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

(پارت ۶۷۱و دوید کنارم...حس کردم نمی‌تونم نفس بکشم.تنم می‌لرز...

پلیس مخفی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط