{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگے؛

دلتنگے؛
تنها واژه ایست
که در سطر سطر اشعارم
دست و پا مےزند
و خود را
به در و دیوار مےکوبد
دلتنگے ام را
به اندازه ے یک "آه" مے نویسم
کوتاه،
ولےتو بلندش بخوان..
دیدگاه ها (۱)

هیچوقتحدِ خودم را نفهمیده اممثلاپاےعشق درمیان باشدمیخواهمجاے...

گاهے برایم بنویس!فقط در حد چند کلمه مثلا برایم بنویس"سلام!"گ...

ﺩﻟﺖ ﺗﻨﮓ یک ﻧﻔﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﺖ ﺭﺍ ﻫﻢ بکنےﺗﺎ ﺧﻮﺵ ﺑﮕﺬﺭﺩ،ﻭ ﻟﺤﻈ...

مے خواهم مهمانےبگیرم ... .یک مهمانےدو نفره ،من و .... .من و ...

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط