{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دردی دچارم

به دردی دچارم
که نه راهِ بغض می‌شناسد
نه راهِ اشک
فقط خیره می‌مانم
به در
به پنجره
به هرچه که می‌شود از آن رفت. #مریم
دیدگاه ها (۱)

و همچون نسیم‌ِ صبحلرزان و بی‌قراروزیدم به سویِ تو...

جانِ دلم امروز بیابنشین لحظه‌ای رو در رویِ منچای عطردار می‌خ...

برخی آدمها تو را خوب بلدندمثلا میدانندکدام آجر نصفه ی دیوار ...

و آن کسی که تو دوستش دارینیم دیگر تو نیست؛ او توییدر جایی دی...

چای‌ات را بنوششعر بگورو به روی پنجره بایستو به بارانی که می ...

فقط تو دانای مطلقی! حال دلمون ابریه

شب و ساحلصخره ای و مردی تنها به راهمانده در نظرش هنوزجای پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط