{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتم

دوست داشتم
مثل پیچکی
بر پر و بال چشمان ترم می پیچید!!
آنقدر که
سد نگاهم می شد
تا رفتنت را نبینم

و حس کنم هنوز در جنگل چشمانم
قدم میزنی........


«فانیذ کریمی»
دیدگاه ها (۱۵)

من اعتراض دارم.......وتا وقتی «روز جهانی خنده های تو» رابه ت...

یه سری ها هم میرن توالت فکر میکنن مسابقات قوی ترین مردان جها...

صفحه گوشیمو تمیز کردمخدا شاهده انگار همتون رفتین حموم!!عافیت...

واقعااا چرا..

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

نگاهم را به موکت می‌اندازم ، هنوز اثر چای دارچین بر روی آن ا...

زندگینامه نووا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط