_تو چند سالته؟ بوی خونتم خوبه
_تو چند سالته؟ بوی خونتم خوبه
چ.. چرا؟
_گفتم... چند.... سالته...(عصبی)
خب... امم... راستش....
_بگو دیگهههه(عربده)
ب.. ببخشید...
_ نه انگار هنوز با من اشنا نشدی
هه(نیشخند)
نه.. نه تروخدا منو نخور(گریه)
_چ.. چی؟
منو نخورررر(گریه)
_دوباره... بگو(سعی در کنترل خنده)
منو نخوررررر
_هههههههههه من فوقش تورو بکنمت(خنده)
پ.. پس الان چیکارم میکنیی؟
_هیچی همین که ترسیدی کافیه... حالا سوالمو جواب بده
م.. من..19....سالمه...
_اها، ازم میترسی؟
ان.. انتظار داری نترسم؟ تو ومپایری!
_هعی میدونی چیه... ومپایرا بد نیستن ادما بدن
ادما؟ چرا!
_شما میخواستین مارو بکشید... این شما بودید که باعث شدین ما باهاتون دشمن شیم
منظورت چیه؟
_20000سال پیش ومپایرا با انسان ها زندگی میکردن
واقعا؟
_اره و خب ما خون حیوان میخوردیم تا اینکه یروز... یه ومپایر رو یک انسان کشت
وای... این واقعا وحشتناکه
_بله همینطوره بعدش اون گفت ومپایر هارو بکشید اونا خطرناکن از اونجا ببعد شدن دشمن ما ولی ادمایی که هستن الان از ما میترسن برای همین ما بشدت قدرتمندیم
اها.. چرا اینجا زندگی میکنی؟
_میدونی این خونه چند سالشه؟
چند؟
_80000 سال
پشمام
_مگه داری؟
چی.... عه نه بیخیال
_اره دیگه همین
اها پس ما بودیم که بهتون اسیب زدیم اره؟
_بله، ولی همه انسان ها مارو مقصر میدونن
چه بد
_اره.. الانم برو تو اتاقت اگر سیر شدی امشب مهمونی خوناشاماس بهتره از اتاقت بیرون نیای چون اگه ببیننت اتفافات خوبی نمیفته البته من ارشد تمام ومپایر هام ولی باز بهتره بیرون نیای
میکشنم؟
_نه... اول شنکنجت میدن و بعد تیکه تیکت میکنن بعد میخورنت برای دسر
یا خدا
_اسمشو نیار
چ ... چی؟
_اسم خدارو به زبون نیار(عربده)
چ.. چرا؟
_به تو ربطی نداره الانم برو تو اتاقت
باشه
_هوم
فقط یه سوال
_بگو
اون ومپایری که کشته شد کی بود؟
_پدرم
چ.. چی؟
_پدرم
با چی کشتنش؟ اهن؟ سیر؟
_چقدر مزخرف میگی اینا چرته با چوب کشتنش
چوب؟ چه مسخره!
_اره ولی مسخره نیست، اگر سر چوبو تیز کنی و به قلب ببین فقط قلب ومپایر بزنی میمیره
اها... متاسفم
_موردی نیست... برو
چشم خدافظ
_هوم...
★خب من معمولا شرایط نمیزارم ولی حمایتا بشدت بده اونم با 193 ممبر لطفا لایک به 20 برسه تا پارت بعدو بزارم★
چ.. چرا؟
_گفتم... چند.... سالته...(عصبی)
خب... امم... راستش....
_بگو دیگهههه(عربده)
ب.. ببخشید...
_ نه انگار هنوز با من اشنا نشدی
هه(نیشخند)
نه.. نه تروخدا منو نخور(گریه)
_چ.. چی؟
منو نخورررر(گریه)
_دوباره... بگو(سعی در کنترل خنده)
منو نخوررررر
_هههههههههه من فوقش تورو بکنمت(خنده)
پ.. پس الان چیکارم میکنیی؟
_هیچی همین که ترسیدی کافیه... حالا سوالمو جواب بده
م.. من..19....سالمه...
_اها، ازم میترسی؟
ان.. انتظار داری نترسم؟ تو ومپایری!
_هعی میدونی چیه... ومپایرا بد نیستن ادما بدن
ادما؟ چرا!
_شما میخواستین مارو بکشید... این شما بودید که باعث شدین ما باهاتون دشمن شیم
منظورت چیه؟
_20000سال پیش ومپایرا با انسان ها زندگی میکردن
واقعا؟
_اره و خب ما خون حیوان میخوردیم تا اینکه یروز... یه ومپایر رو یک انسان کشت
وای... این واقعا وحشتناکه
_بله همینطوره بعدش اون گفت ومپایر هارو بکشید اونا خطرناکن از اونجا ببعد شدن دشمن ما ولی ادمایی که هستن الان از ما میترسن برای همین ما بشدت قدرتمندیم
اها.. چرا اینجا زندگی میکنی؟
_میدونی این خونه چند سالشه؟
چند؟
_80000 سال
پشمام
_مگه داری؟
چی.... عه نه بیخیال
_اره دیگه همین
اها پس ما بودیم که بهتون اسیب زدیم اره؟
_بله، ولی همه انسان ها مارو مقصر میدونن
چه بد
_اره.. الانم برو تو اتاقت اگر سیر شدی امشب مهمونی خوناشاماس بهتره از اتاقت بیرون نیای چون اگه ببیننت اتفافات خوبی نمیفته البته من ارشد تمام ومپایر هام ولی باز بهتره بیرون نیای
میکشنم؟
_نه... اول شنکنجت میدن و بعد تیکه تیکت میکنن بعد میخورنت برای دسر
یا خدا
_اسمشو نیار
چ ... چی؟
_اسم خدارو به زبون نیار(عربده)
چ.. چرا؟
_به تو ربطی نداره الانم برو تو اتاقت
باشه
_هوم
فقط یه سوال
_بگو
اون ومپایری که کشته شد کی بود؟
_پدرم
چ.. چی؟
_پدرم
با چی کشتنش؟ اهن؟ سیر؟
_چقدر مزخرف میگی اینا چرته با چوب کشتنش
چوب؟ چه مسخره!
_اره ولی مسخره نیست، اگر سر چوبو تیز کنی و به قلب ببین فقط قلب ومپایر بزنی میمیره
اها... متاسفم
_موردی نیست... برو
چشم خدافظ
_هوم...
★خب من معمولا شرایط نمیزارم ولی حمایتا بشدت بده اونم با 193 ممبر لطفا لایک به 20 برسه تا پارت بعدو بزارم★
- ۴۵۲
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط