بحث این نیست که انسان کمه
بحث این نیست که انسان کمه
بحث سر اینه که چقدر سوگند خره
چون با هرکی نشسته یکماه بعدش
طوری ازش خورده که چشماش تره
اینا تازه نیست عادت کردم
خط به خط توی کاغذ غرقم
شب به شب توی عالمی پرتم
که جوونیم حروم شد ساعت برگرد
توی اتاق تاریک و تار
چشام بارید ونگام تاریخ یه شادی و به یاد نداره و
سالی یه بارمنتظر شادی ام تو ثانیه ها
تقویم روی میخ دیوار نیست
فقط یه نور کوچولو ته زیر سیگاری
داره میسوزونه میفهمونه شب سیاه نیست
ما پای هم تا صبح بیداریم
ساعت برگرد // ساعت برگرد
ساعت برگرد // ساعت برگرد…
بحث سر اینه که چقدر سوگند خره
چون با هرکی نشسته یکماه بعدش
طوری ازش خورده که چشماش تره
اینا تازه نیست عادت کردم
خط به خط توی کاغذ غرقم
شب به شب توی عالمی پرتم
که جوونیم حروم شد ساعت برگرد
توی اتاق تاریک و تار
چشام بارید ونگام تاریخ یه شادی و به یاد نداره و
سالی یه بارمنتظر شادی ام تو ثانیه ها
تقویم روی میخ دیوار نیست
فقط یه نور کوچولو ته زیر سیگاری
داره میسوزونه میفهمونه شب سیاه نیست
ما پای هم تا صبح بیداریم
ساعت برگرد // ساعت برگرد
ساعت برگرد // ساعت برگرد…
- ۴.۴k
- ۲۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط