لشرف
#ألشّرف
part3
نکته: بچها بخاطر اینکه فیکمون تو دبی هستش به زبان عربی مینویسم ترجمه همراهش میزارم
ساعت۱۱:۳۷ قبل ازظهر شد، ورفتم سمت باشگاه شمس(خورشید) تاثبت نام کنم. وارد در طوسی رنگ باشگاه شدم وجمعیت باشگاه خوب بود نه شلوغه نه خلوته وسمت منشی که توی باشگاهه رفتم وباش درمورد ثبت نام هماهنگی کردم وگفت فردا ساعت۱۳:۱۵بیام وشمارمو بهش دادم تا بعد درمورد مربی و تمارین و... یه پیامکی بم میده. ازش تشکر کردم وسمت خونم رفتم.
ـ
ـ
ساعت حدودا ۱۵:۳۷شده ورفتم توآشپزخونه تا یه چیزی واسه خودم درست کنم و یخچالو وا کردم، وچندلحظه بعد به گوشیم که روی اپن گذاشته بودم،صدایی مانندی کلیک کلیک ازگوشیم شنیدم. ویخچالو بستم وسمت اپن رفتم وگوشیمو ازروش برداشتم. گوشیمو روشن کردم یه مسجی اومد. دیدم یه آیدی ناشناس وارد شدم (بچها درمورد پیامها اسکرین شات میگیرمو میزارم🎀✨)
.
اون مربی باشگام آقای لوکاس بنگ ظاهراً یه مرد جنتلمن وخونگرمه بعد گوشیمو خاموش کردم خیلی گشنمه منم گفتم یه پیتزا سفارش بدم تا بخورم من زیاد بلد نیستم آشپری کنم. بعد یه پیتزا سفارش دادم وسمت هال رفتم ورومبل نشستم وگوشیمو روشن کردم وپینشو بازکردم وسمت تیکتاک رفتم وتو اکسپلورش ور میرفتم. ربع ساعت گذشت وزنگ درو زدن، گوشمو خاموش کردم رومبل گذاشتم وسمت در رفتم وآیفونو نگاه کردم یه مرد که تو دستش جعبه پیتزاعه بعد درو باز کردم وجعبه پیتزارو بم داد وپولو به کارتش واریز کردمو ازش تشکر کردمو ورفت منم درو بستم
part3
نکته: بچها بخاطر اینکه فیکمون تو دبی هستش به زبان عربی مینویسم ترجمه همراهش میزارم
ساعت۱۱:۳۷ قبل ازظهر شد، ورفتم سمت باشگاه شمس(خورشید) تاثبت نام کنم. وارد در طوسی رنگ باشگاه شدم وجمعیت باشگاه خوب بود نه شلوغه نه خلوته وسمت منشی که توی باشگاهه رفتم وباش درمورد ثبت نام هماهنگی کردم وگفت فردا ساعت۱۳:۱۵بیام وشمارمو بهش دادم تا بعد درمورد مربی و تمارین و... یه پیامکی بم میده. ازش تشکر کردم وسمت خونم رفتم.
ـ
ـ
ساعت حدودا ۱۵:۳۷شده ورفتم توآشپزخونه تا یه چیزی واسه خودم درست کنم و یخچالو وا کردم، وچندلحظه بعد به گوشیم که روی اپن گذاشته بودم،صدایی مانندی کلیک کلیک ازگوشیم شنیدم. ویخچالو بستم وسمت اپن رفتم وگوشیمو ازروش برداشتم. گوشیمو روشن کردم یه مسجی اومد. دیدم یه آیدی ناشناس وارد شدم (بچها درمورد پیامها اسکرین شات میگیرمو میزارم🎀✨)
.
اون مربی باشگام آقای لوکاس بنگ ظاهراً یه مرد جنتلمن وخونگرمه بعد گوشیمو خاموش کردم خیلی گشنمه منم گفتم یه پیتزا سفارش بدم تا بخورم من زیاد بلد نیستم آشپری کنم. بعد یه پیتزا سفارش دادم وسمت هال رفتم ورومبل نشستم وگوشیمو روشن کردم وپینشو بازکردم وسمت تیکتاک رفتم وتو اکسپلورش ور میرفتم. ربع ساعت گذشت وزنگ درو زدن، گوشمو خاموش کردم رومبل گذاشتم وسمت در رفتم وآیفونو نگاه کردم یه مرد که تو دستش جعبه پیتزاعه بعد درو باز کردم وجعبه پیتزارو بم داد وپولو به کارتش واریز کردمو ازش تشکر کردمو ورفت منم درو بستم
- ۲۸۴
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط