{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی ها ...

بعضی ها ...

شبیه عطر بهارنارنجی هستند

در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت ...

نفس می کشی ...

آن قدر عمیق که عطر بودنشان را

تا آخرین ثانیه عمرت در ریه هایت ذخیره کنی ...

بعضی ها ...

شبیه ماهی قرمز کوچکی هستند

که افتاده اند در تنگ بلورین روزگارت ...

جانت را با جان و دل در هوایشان تازه می کنی ...

بعضی ها ...

آرامش مطلقند لبخندشان ...

تلالو برق چشمانشان ...

صدای آرامشان ...

و ...

تپش قلبشان …

انگار که یک دنیا آرامش را

به رگ و ریشه ات تزریق می کند ...

آنقدر عزیزند …

آن قدر بکرند …

که دلت نمی آید حتی با نگاه لطیفی قلبشان بلرزد …

می ترسی تمام شوند و تو بمانی و یک دنیا حسرت ...

بعضی ها ...

بودنشان …

همین ساده بودنشان ...

همین نفس کشیدنشان

یک عالمه لبخند می نشاند روی گوشه لبمان ...

مثل بهار ...
دیدگاه ها (۴)

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱۱ا.ت با موتور به پیس...

سایه‌های مافیاپارت : ۳۰ (پایان) سه سال بعد... عمارتی که روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط