پناهنده می شوم
پناهنده می شوم
به آغوش تو !!
از تمام روزهای رو به زوال انسانیت،
از تمام چهره های گریه
پشت نقاب زیبای نهادهای حقوق بشر،
از تمام نامه های درد ناک بدون نشانی که دریاها به ساحل می آورند ،
از تمام خداوندگاران جدید ساخت بشر
که این روزها ،آدمی را خون بالا
می آورند
پناهنده می شوم
از تمام کودکی هایی که سانسورشدند،
از زجر درد تن فروشی دختران نجیبی که به درد فقر فروخته شدند،
از تمام خودم
از تمام رویاهای مشکوک خودم
به آغوش تو !
بغلم کن خدای انار وعشق وباران و
اجابت !
اینجا گاهی مرگ هم
از دست آدمها
تب می کند
می میرد!!!
"بابک فروزان"
به آغوش تو !!
از تمام روزهای رو به زوال انسانیت،
از تمام چهره های گریه
پشت نقاب زیبای نهادهای حقوق بشر،
از تمام نامه های درد ناک بدون نشانی که دریاها به ساحل می آورند ،
از تمام خداوندگاران جدید ساخت بشر
که این روزها ،آدمی را خون بالا
می آورند
پناهنده می شوم
از تمام کودکی هایی که سانسورشدند،
از زجر درد تن فروشی دختران نجیبی که به درد فقر فروخته شدند،
از تمام خودم
از تمام رویاهای مشکوک خودم
به آغوش تو !
بغلم کن خدای انار وعشق وباران و
اجابت !
اینجا گاهی مرگ هم
از دست آدمها
تب می کند
می میرد!!!
"بابک فروزان"
- ۲۵۳
- ۰۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط