{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌

ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت
گوی از همه خوبان بربودی به لطافت

ای صورت دیبای خطایی به نکویی
وی قطره باران بهاری به نظافت

هر ملک وجودی که به شوخی بگرفتی
سلطان خیالت بنشاندی به خلافت

ای سرو خرامان گذری از در رحمت
وی ماه درفشان نظری از سر رأفت

گویند برو تا برود صحبتت از دل
ترسم هوسم بیش کند بعد مسافت

ای عقل نگفتم که تو در عشق نگنجی
در دولت خاقان نتوان کرد خلافت

با قد تو زیبا نبود سرو به نسبت
با روی تو نیکو نبود مه به اضافت

آن را که دلارام دهد وعده کشتن
باید که ز مرگش نبود هیچ مخافت

صد سفره دشمن بنهد طالب مقصود
باشد که یکی دوست بیاید به ضیافت

شمشیر ظرافت بود از دست عزیزان
درویش نباید که برنجد به ظرافت

سعدی چو گرفتار شدی تن به قضا ده
دریا در و مرجان بود و هول و مخافت


#عالیجناب_سعدی
دیدگاه ها (۶)

ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفتگوی از همه خوبان بربودی به لطافت...

دیوان سعدی غزل ۱۳۶

عاشقانه ها

اومدم خدافظی کنم...💔😭

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

بمون ...پای هر چیزی که درسته حتی اگه یه تنه موندی ..

#تکست_عاشقانه

#تکست_عاشقانه

خداوکیلی من نمی دونم داستان چیه !!!طرف هییییچ عبرت نگرفته !!...

مار رفیقشو نیش زده باید محل نیش بمکه😂😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط