{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچـه که بودیم،

بچـه که بودیم،
وقتی چشم میذاشتیم،
حتی اگه تا صد هم می شمردیم،
دوست هامون رو پیدا می کردیم...
پشت دیواری!
توی کمدی!
زیر میزی یا پشت درختها!!
همین جا بود،
همین نزدیکی ها!
گاهی حتی صدای نفسهاشونو می شنیدیم...
اصلا قایم می شدند که پیدا بشن...
که پیدا بشن و ما از خوشحالی جیغ بکشیم!!
امروز چی؟!
همه چیز یه جور دیگه ست!
حتی بازیها!
یک لحظه چشم میذاریم،
یک عمر خیره می مونیم به جاهای خالی...
یهو گم می شه...
یه آدم!
گاهی حتی یک احسـاس!!
و بعضی وقتها یک معـرفت....
دیدگاه ها (۱)

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

عاشقانه های شبنم

کپشن

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

پارت ششم همون پسری بود که به اشتباه روی صندلیش نشسته بودم.آر...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

#بوسه_مرگ Last Partچند سال بعد...صدای خنده‌ی یه دخترکوچولو ت...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁵سه روز گذشته بود. سه روز از زمانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط