{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی خبر آمد ولی در بوق و کرنا کرد و رفت

بی خبر آمد ولی در بوق و کرنا کرد و رفت
بی تفاوت التماسم را تماشا کرد و رفت

او که احساس مرا عمری گدایی کرده بود
آخر احساسش به من را ساده حاشا کرد و رفت

فکر می کردم که درمان تمام دردهاست
حیف، او تنها غم خود را مداوا کرد و رفت

روزگاری غم برایم هیچ معنایی نداشت
آمد و غم را برایم خوب معنا کرد و رفت

زندگی بی او برایم زندگی با درد بود
او که پای مردنم را زود امضا کرد و رفت...
دیدگاه ها (۳)

کسی نیس بحرفیممممم اوففففففف:-(

سَــلـآمَتــــی اونـــی کـــه ↷ ☜وآسه دآشتَــــنِش دارَ...

تو را به آب میدهم, برآب هم شدی ,شدیبه ضرب اوج موجها ,خراب هم...

#هنری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط