چند پارتی
چند پارتی
درخواستی
_
ات . تو دوست نداری بیبی گرلت اذیت شه درسته ددی ؟
جیهوپ . اومم ولی حساب این شیرین زبونیاتو پس میدی اینو که میدونی ؟
ات . عااا فعلا یه هفته وقت دارم
جیهوپ . بعد یه هفته قرار چیکار کنی ؟
ات . تو قرار چیکار کنی ؟
جیهوپ . من قرار تو رو بکنم
ات . عههه بی ادب خجالت بکش
جیهوپ . چ...
همون لحظه که خواست حرف بزنه صدای در اومد ات سریع خواست بلند شه که جیهوپ نزاشت به کار کن اجازه ی ورود داد
€ . آقای جئو...
€ . ببخشید فکر کنم بد موقع مزاحم شدم م..من میرم بعدا میام
جیهوپ . کار خوبی میکنی
ویو راوی .
کار کن رفت ات و جیهوپ به لاس زدنشون ادامه دادن حدود ۲ ساعت گذشت ات و جیهوپ رفتن خونه حاضر شدن و رفتن خونه ی مادر ات اونجا بعد از شام یکم موندن و برگشتن توی اون چند روز ات اصلا وضیعت خوبی نداشت و جیهوپ بخاطر ات نمیرفت سر کار و ات رو هم نمیبرد اون مدت کنار ات بود غذا درست میکرد. ( عه وا ساعت ۰۲:۰۲ دیقست )
به ات کمک میکرد و ....
( نیازمند یه آدم مثل جیهوپ هستمممممم عررررر )
بعد از یه هفته ات اصلا حالش خوب نشده بود درد هاش شدید تر شده بود با اینکه دیگه پر**یود نبود جیهوپ اون رو به یه دکتر مخصوص زنان برد اونجا متوجه شده بودن که داخل بدن ات یه اتفاقاتی رخ داده که تا ۲ الی ۳ ماه اجازه ی رابطه ی جن**سی رو نداره
۳ ماه رو ات با درد پشت سر گذاشت بعد از ۳ ماه وضیعت خیلی خوب شده بود حتی بهتر از قبل اما جیهوپ هنوز میترسید که نکنه اتفاقی برای معشوقش بیوفته و خیلی مراقبش بود
ویو ات .
دیگه بعد از ۴ ماه کاملا حالم خوب بود ولی جیهوپ مراعات میکرد منم از فرصت استفاده کردم تا یکم حرصیش کنم رفتم اتاق کارش رفتم سمت میزش از پشت دکمه های پرنس رو باز کردم و بوسه ها و مک های عمیقی روی گردنش گذاشتم دستم رو روی سینه هاش میکشیدم صندلیش رو کشیدم عقب روی پاهاش نشستم و پاهام رو دورش حلقه کردم و همچنین دستم رو پشت گردنش
حسابی که تح**ریک شد بلند شدن و فرار کردم در اتاق رو قفل کردم و نشستم با گوشیم ور رفتم جیهوپ کاملا دیونه شده بود هعی غر غر میکر که دیگه صداش نیومد صدای در اومد برگشتم دیدم با کلید وارد شد
جیهوپ . همیشه کلید یدک داشته باش
از کجا دستبند و در آورد و اومد نزدیکم
( دوستان عزیز لباس سیاهاتون آمادست؟
( من تا اینجا اسمات کردم بعد از اینجا شرمندتونم چون خودم اصلا روم نمیشه و بعضی عقدیا هستن که میان چرت و پرت میگن و گزارش میکنناگر قسمت اصلی اسمات رو میخواید تو کامنتا بگید تو پیوی ارسال میشه )
بعد از ۱ ماه ات متوجه شد حاملست و ات و جیهوپ ازدواج کردن بعد از ۸ ماه نینیشون به دنیا اومد و...
پایان ...
درخواستی
_
ات . تو دوست نداری بیبی گرلت اذیت شه درسته ددی ؟
جیهوپ . اومم ولی حساب این شیرین زبونیاتو پس میدی اینو که میدونی ؟
ات . عااا فعلا یه هفته وقت دارم
جیهوپ . بعد یه هفته قرار چیکار کنی ؟
ات . تو قرار چیکار کنی ؟
جیهوپ . من قرار تو رو بکنم
ات . عههه بی ادب خجالت بکش
جیهوپ . چ...
همون لحظه که خواست حرف بزنه صدای در اومد ات سریع خواست بلند شه که جیهوپ نزاشت به کار کن اجازه ی ورود داد
€ . آقای جئو...
€ . ببخشید فکر کنم بد موقع مزاحم شدم م..من میرم بعدا میام
جیهوپ . کار خوبی میکنی
ویو راوی .
کار کن رفت ات و جیهوپ به لاس زدنشون ادامه دادن حدود ۲ ساعت گذشت ات و جیهوپ رفتن خونه حاضر شدن و رفتن خونه ی مادر ات اونجا بعد از شام یکم موندن و برگشتن توی اون چند روز ات اصلا وضیعت خوبی نداشت و جیهوپ بخاطر ات نمیرفت سر کار و ات رو هم نمیبرد اون مدت کنار ات بود غذا درست میکرد. ( عه وا ساعت ۰۲:۰۲ دیقست )
به ات کمک میکرد و ....
( نیازمند یه آدم مثل جیهوپ هستمممممم عررررر )
بعد از یه هفته ات اصلا حالش خوب نشده بود درد هاش شدید تر شده بود با اینکه دیگه پر**یود نبود جیهوپ اون رو به یه دکتر مخصوص زنان برد اونجا متوجه شده بودن که داخل بدن ات یه اتفاقاتی رخ داده که تا ۲ الی ۳ ماه اجازه ی رابطه ی جن**سی رو نداره
۳ ماه رو ات با درد پشت سر گذاشت بعد از ۳ ماه وضیعت خیلی خوب شده بود حتی بهتر از قبل اما جیهوپ هنوز میترسید که نکنه اتفاقی برای معشوقش بیوفته و خیلی مراقبش بود
ویو ات .
دیگه بعد از ۴ ماه کاملا حالم خوب بود ولی جیهوپ مراعات میکرد منم از فرصت استفاده کردم تا یکم حرصیش کنم رفتم اتاق کارش رفتم سمت میزش از پشت دکمه های پرنس رو باز کردم و بوسه ها و مک های عمیقی روی گردنش گذاشتم دستم رو روی سینه هاش میکشیدم صندلیش رو کشیدم عقب روی پاهاش نشستم و پاهام رو دورش حلقه کردم و همچنین دستم رو پشت گردنش
حسابی که تح**ریک شد بلند شدن و فرار کردم در اتاق رو قفل کردم و نشستم با گوشیم ور رفتم جیهوپ کاملا دیونه شده بود هعی غر غر میکر که دیگه صداش نیومد صدای در اومد برگشتم دیدم با کلید وارد شد
جیهوپ . همیشه کلید یدک داشته باش
از کجا دستبند و در آورد و اومد نزدیکم
( دوستان عزیز لباس سیاهاتون آمادست؟
( من تا اینجا اسمات کردم بعد از اینجا شرمندتونم چون خودم اصلا روم نمیشه و بعضی عقدیا هستن که میان چرت و پرت میگن و گزارش میکنناگر قسمت اصلی اسمات رو میخواید تو کامنتا بگید تو پیوی ارسال میشه )
بعد از ۱ ماه ات متوجه شد حاملست و ات و جیهوپ ازدواج کردن بعد از ۸ ماه نینیشون به دنیا اومد و...
پایان ...
- ۹.۷k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط