{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک که بودم

کودک که بودم؛

گمان میکردم
سردتر از بستنی
چیزی وجود ندارد..
حال که فکر میکنم
میبینم سرد تر از بستنی،
قلب آدمهاییست
که تا میفهمند دوستشان داریم
مارا ترک میکنند..!
دیدگاه ها (۰)

پیش از بانگ خروسان باور کردم چشمان تو راز جهان منست...چشم بگ...

حالم خوبه با تو

دلتنگ توام ❤️

کامنت تهیونگ تو فن‌کافه💜دارم خواب میبینم؟ یه نوتیفیکیشن چطور...

فیک پارت ۲🎀✨و نامرعی شدم بهتر بگم الان من مثل یک روح هستم هم...

"راز"طلسم هانول به تنهایی کافی نبود.پس مجبور شدم برای کیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط