{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدگانم پُر، ولی دستم تهی

دیدگانم پُر، ولی دستم تهی
من نمی‌دانم کجایم، کیستم ؟
آتش حیرت به جانم ریختی
من خلیل آزمونت نیستم ...
دیدگاه ها (۲)

زنی با چشم های قهوه‌ای جامانده در جانمخیالش با من است اما حو...

🎞من رستگار شدم...ساعت 1:20 | فرودگاه بغدادپرواز در آتشوصال ...

فصل دوم بخش دوم جنگی دردناک از زبان آنتونی part27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط