{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف آدمها از نحوه زندگی کردنشان به آن معنا نیست که بخو

اعتراف آدمها از نحوه زندگی کردنشان به آن معنا نیست که بخواهند راه دیگری را انتخاب کنند و یا نتوانند با خودشان کنار بیایند...معنایش اینست که آدم هر طوری که زندگی بکند و یا هرطوری که بخواهد این زندگی را بپیچاند، بالاخره به یک حس مشترک پوچی و از هم گسیختگی و ابراز پشیمانی می رسد.

اگرچه اجبارهای ذهنی نمی گذارند که انسان اشتباه زندگی بکند؛ ولی حتی وقتی تمامی عمرت را به درستی زندگی کرده باشی، بالاخره روزی به پوچی و یاءس می رسی.

چرا که گمانم محدوده ی خوبی ها و بدیها در زندگی به قدری در هم تنیده اند که یک انسان دوپا با یک مغز کوچک و فکر ناقصش، هرگز نمی تواند برای آن کرانه ای یا حد و مرزی پیدا کند و مطمئن باشد که در حال حاضر دارد به "بهترین نحو" یا "بدترین نحو " عمل می کند.
دیدگاه ها (۲)

انگار این ما نیستیم که زندگی می کنیم! این زندگیست که خودش ر...

دردها اجازه وجود ندارند. آنها در فلسفه خلقت تعریفی جز کمی و ...

یک پلنگ تیزپا و قدرتمند، اگر با هزار کیلومتر سرعت هم بدود؛ ب...

آب جوشی که سیب زمینی را نرم میکند، همان آب جوشی است که تخم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط