{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار این ما نیستیم که زندگی می کنیم! این زندگیست که خود

انگار این ما نیستیم که زندگی می کنیم! این زندگیست که خودش رادر وجود ما تکرار می کند. که امکانهای مختلف زیستن را در وجود تک تک ما تجربه می کند و درنهایت، افراد بشریت را به این حس ذهنی مشترک و انسانی می رساند : که قطعا چیزی در جایی "اشتباه" رخ داده است؛ و آن حضور "من " است مانند نقطه ی تاریکی در میان اینهمه روشنی.



تنها نقطه ی تاریکی که خودش باید خودش را با عصاره ی جانش ، "از درون" مشتعل بکند.



از درون متلاشی شود. "از درون" بشکافد تا "از درون " بدرخشد.

گمانم؛ دلیل زندگی ام را یافتم
دیدگاه ها (۵)

دردها اجازه وجود ندارند. آنها در فلسفه خلقت تعریفی جز کمی و ...

فرو رفتن در عمق هر لحظه ای که هست! فرو رفتن در عمق هر لحظه ا...

اعتراف آدمها از نحوه زندگی کردنشان به آن معنا نیست که بخواهن...

یک پلنگ تیزپا و قدرتمند، اگر با هزار کیلومتر سرعت هم بدود؛ ب...

درختان گیلاس شکوفه می دهند .

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط