{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه

ادامه ۵

عشق و اشک

همه دور میز نشسته بودن که چان شروع کرد با حرف زدن با ات

چان:خوب ات تو فکر میکنم از کار ما کم و بیش خبر دار باشی فکرکنم آقای کانگ بهت گفته باشه

ات:بله خبر دارم که دوتا گروه باهم کامبک دارید

چان: خوب این عالیه ببین ما سه هفته دیگه باید شروع کنیم کار مون رو هفته بعد به یه مسافرت یک هفته ای میریم برای استراحت و وقتی برگشتیم شروع میکنیم به کار کردن
اگه سوالی داری بپرس

ات:اممم نه سوالی ندارم اوکییی

ویو هیون
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶ عشق و اشکویو هیون وای این دختر داره دیونم میکنه خیلی ...

خوشگلای من عکس رومان عوض شده از این به بعد عکسش اینه امشب بر...

پارت ۵ ات:اونو که خودمم میدونم اما دیگه باید باهام مدارا کنی...

I_lost_youPart: 7*یک هفته بعد*هیونجین: پس گفتی کار با اسلحه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط