{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتے دوستت ندارم

گفتے دوستت ندارم
و رفتے
رفتےو آنقَدر رفتےتا
در خودت گم شدے
از قلبت رد شدے
و
از چشمانت بیرون زدے
آنقدر بیرون زدے
که با هیچ کلمه اے نمےتوانستم
رنگ پریدگے ات را ترمیم کنم
گفتے
دوستت ندارم
و
من دیگر چیزےیادم نمےآید
جز
چهره ےشاعرےشبیه خودم
که
شعر هایش
در بین
دروغ هایت گم شد...
دیدگاه ها (۱)

بیرون من کاخ کرملینه...اما درونم ارگ بم دارممیخندم پیش شما خ...

من جاےِ تو چاےمےنوشمجایے تو خسته مے شومجاےِ تو بغض مے کنمجاے...

از حسرت ِ بازے دستتلاے ِ موهایَم!از گریه هایَم،لابه لاے ِ آر...

همیشہ یکرنگ بمان حتی اگر در دنیایی زندگےمیکنیکہ مردمش برای پ...

تازه یک ماه میشد که عضو نهم بودی همه ی پسرا دوست داشتن ولی ل...

وقتی حسودی میکنه و ...

همکلاسی جدید من P16 جفت دست هات را گذاشتی روی سینه ات قلبت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط