{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو
وقتی بدون اجازه ی اونا میریم بار و یکی اونجا میخاد بهمون تجاوز کنه

نامجون: مگه من نگفتم بدون اجازه ی من نرو اونجا هااا(داد، عصبی، یچیزی هم ورمیداره میشکونه)
ا.ت:ن.نامی هق ب.بخشید هق (ترس،گریه،لکنت)

جین:چن بار بهت گفتم اونجا نرو خطرناکه هاا (داد)
گفتم یا نگفتم؟ 😡

شوگا:وقتی توی باری و میاد و میبینه دارن بهت تجاوز میکنن اونا رو میزنه و دستت رو محکم میگیره میبرتت خونه

جیهوپ:سانشاینم مگه نمیدونی من چقدر دوست دارم نمیاخام بلایی سرت بیاد پس چرا رفتی هاا(داد،گریه)
ا.ت:جیهوپ غلط کردم بسه😭❤

جیمین:به بادیگار هاش میگه برن اونارو لت و پار کنن و توی خونه تو رو تنبیه میکنه

ته:بهت یه سیلی محکم میزنه چون عصبانی بوده و توی اتاق حبصت میکنه تا دیگه بیرون نری

کوک:ا.ت تو چرا رفتی اونجا هاا اگه اونا بلایی سرت میاوردن چی اگه اتفاقی برات بیوفته من هیچوقت خودم رو نمی بخشم(عربده،گریه)
ا.ت:ب.بانی من معضرت میخام ببخ.ببخشید(سرت پایینه و بغض میکنی )
کوک:حالا اینقدر آبقوره نگیر بیا بقلم ببخشید بیبی
ا.ت:هق باشه هق🤧

(امید وارم خوشتون اومده باشه)
(جهت درخاستی های قشنگتون)
https://daigo.ir/secret/4304650646
دیدگاه ها (۴)

#سناریو_درخاستیوقتی به اجبار ازدواج کردین و سره یک ماجرا پدر...

#سناریووقتی داری به بچتون شیر میدی که س.ی.ن.ت رو گاز میگیرهن...

عژب بچه ی خونسردی

خوبه حالا آدمیم

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

تک پارتی از کازاتورا

سناریو ازدواج اجباری پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط