بگذار همه خیال کنند
بگذار همه خیال کنند
تو انسانی عادی هستی!
من که می دانم
با رد شدنت
درخت ها در کوچه
به صف می ایستند
به در خانه که می رسی
این دست های تو هستند
که دندانه های کلید را
تبدیل لب هایی معطر می کنند
تا به هر قفلی که بوسه بزند و
باز شود!
این لباس های تو هستند
که چوپ لباسی را نگه می دارند
تا هر روز به سفری در جنگل های شمال برود
وگرنه تا به حال صدبار پوسیده شده بود
این مهربانی دست های تو هستند
که اعصاب بهم ریخته سیم ظرف شویی را
آرام می کنند
تا رفتارش با ظرف ها اینقدر تمیز باشد
و این دوری دست های تو هستند
بعد از شستن ظرف ها روی آب چکان
که همه آن را به گریه می اندازد
بگذار همه خیال کنند
تو انسانی عادی هستی
من که می دانم...
محسن حسینخانی
تو انسانی عادی هستی!
من که می دانم
با رد شدنت
درخت ها در کوچه
به صف می ایستند
به در خانه که می رسی
این دست های تو هستند
که دندانه های کلید را
تبدیل لب هایی معطر می کنند
تا به هر قفلی که بوسه بزند و
باز شود!
این لباس های تو هستند
که چوپ لباسی را نگه می دارند
تا هر روز به سفری در جنگل های شمال برود
وگرنه تا به حال صدبار پوسیده شده بود
این مهربانی دست های تو هستند
که اعصاب بهم ریخته سیم ظرف شویی را
آرام می کنند
تا رفتارش با ظرف ها اینقدر تمیز باشد
و این دوری دست های تو هستند
بعد از شستن ظرف ها روی آب چکان
که همه آن را به گریه می اندازد
بگذار همه خیال کنند
تو انسانی عادی هستی
من که می دانم...
محسن حسینخانی
- ۹۲۳
- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط