{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای

آتش خرمن آهی که به قلبم زده ای

قول دادی همه ی دار و ندارم باشی

در تنم رخنه کنی، فصل بهارم باشی

من به بد قولی چشمان تو عادت کردم

به همین بودنت از دور قناعت کردم

ترسم این است بیایی و صدایم نکنی

کوهی از درد ببینی و دعایم نکنی

ترسم این است صدایم به صدایت نرسد

بدوم با سر و سر باز به پایت نرسد

نکند حادثه ای باز به بادم بدهد

داغ فهمیدن یک راز به بادم بدهد

نکند جای تو را فاصله ات پر بکند

خاطره روی تورا سایه تصور بکند

از تمام تو فقط فاصله ات سهم من است

عشق وا مانده ی بی حوصله ات سهم من است
دیدگاه ها (۴)

یک نفر نیست بگوید که چرا گریانی؟که چرا باز شدی در قفس ات زند...

من از خیال توحس حضور می خواهمدلم گرفته و سنگ صبور می خواهمقس...

آخرین بار که من از ته دل خندیدم , علتش پول نبود... انعکاس ...

چرا وقتی درمن راه میروی صدای قدمهایت را نمیشنوم؟چرا اینقدر آ...

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

چند پارتی «قلب یخی و دختر آفتابی»چند ماه از اون شب بارونی گ...

ددی فاکرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط