partt

#partt2
صبح با صدای آلارم گوشیم
بیدار شدم نگاه کردم به ساعت
سریع بلند شدم رفتم دستشویی
کار های مربوط رو انجام دادم
رفتم سر میز مامان نبود.
رفته بود سرکار
بابا هم سرکار بود
مامان صبحونه رو روی میز
چیده بود
رفتم با قیافه ابتین مواجه شدم
به به سلام فرفری خان
#abtin
سلام جوجو کوچولو
#delsa
جوجو چیهه من بزرگ شدم ها
#abtin
من که میدونم از ذوق داری
غش می کنی
که یه لبخند گوشه لبش نشست
#delsa
صبحونه مونو خوردیم
میز رو جمع کردم.
#abtin
خوب خودم باهات میام
تا دم مدرسه
#delsa
اوففف بابا غیرتی
مگه رلتم با خنده
#abtin
خیلی زبون می ریزی
جدیدن ها
#delsa
کوله مو انداختم روی دوشم
با ابتین از خونه رفتیم بیرون
بعد ۲۰ دقیقه رسیدیم دم مدرسه من
خوب برو دیگه تا دیرت نشده
ابتین به شدت کراش بود
و همه دختر ها نگاش می کردن
موهای فر مشکی چشم ابرو مشکی
مژه های بلند
ابرو های پر و لب های کوچیک قرمز
بینی کوچیک پوست سفید
#abtin
باشه می رم
ازش خداحافظی کردم
راه افتادم سمت مدرسه خودم
#delsa
رفتم داخل تا دلوین من و دید
پرسید ابتین کو
یکم فکرم مشغول شد
که چرا باید بپرسه داداش من کو
زنگ خورد سر صف واستادیم
بعد رفتیم سر کلاس
من و دلوین پیش هم نشستیم
هنوز هم فکرم مشغول بود
✨❤️‍🩹
دیدگاه ها (۴)

#part3#delsa با صدای معلم از توی فکر و خیال هااومدم بیرون و ...

#part4#abtin بگووو #delsa عاشق تو شدممممجدی می گممم#abtin جا...

#part1زندگی تا قبل از نوجوونی خیلی شاد و جذاب است و ما خیلی ...

نفرین شیرین. پارت 1

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ¹² ( فردا ) « ویو سوجین » با صدای ج...

پارت پنجم هزار و یک شبوسایلمو برداشتم رفتم بالا انقدر خسته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط