{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش باز کردم

آغوش باز کردم
و در بر گرفتمش،
با خرمنی شکوفه تر روبه‌رو شدم

او محو عشق من شد
و من محو او شدم....

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۵)

‌‌#هاتفدارم ز غــم فـراق یـاری کـه مپرس روز سیـهی و شـام تـا...

خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشدآیینه صفت محو تماشای تو باش...

آن که تسبیح ز دستش نفتادی هرگزدیدمش دوش سر شیشه به لب وا می ...

جاده ابریشممسیر رسیدن به توستسرگردانمدر منزلگاه چشمانت#امیرع...

اوژنی من جوری محو تو شدم که همه نگاهایی که رومون بود و فرامو...

ادیت خودمه

من ساعت ۰۰ :۰۳ از خواب پاشدم رفتم دستشویی یهو با این صح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط