تک پارتی
تک پارتی
وقتی تهکوک باهم دعوا میکنن
.
.
.
ویو جنکوک
سلام من جعون جنکوک هستم ۱ ساله با بزرگ ترین مافیا آسيا ازدواج کردم
ویو تهیونگ سلام من کیم تهیونگ هستم بزرگ ترین مافیا آسيا... با جعون جنکوک ازدواج کردم
ویو تهیونگ
امروز هم داشتم اط شرکت (باند مافیایی) بر میگشتم .. داشتم به خرگوش کوچولوم فکر میکردم ببینم داره چیکار میکنه تو همین فکرا بودم که پدرم زنگ زد پرش زمانی به مکالمه
پ/ت : سلام پسرم برای امشب یه مهمونی ساعت ۷ گرفتم امید وارم تو و دامادم هم بیاید
ته ته : سلام حتما
پایان مکالمه کیف کردین چطوری حرف زدن 😂😐
پرش زمانی به خونه
ویو جنکوک توی خونه نشسته بودم داشتم فیلم نگاه میکردم که در باز شد فهمیدم خرسیم آمده رفتم پیشش
کوک: سلام عشقم (رفت بغلش)
ته : سلام عروسک امشب پدرم مهمونی گرفته
کوک :اوهوم ساعت چند
ته :۷
کوک :اوها من برم آماده شم ......
پرش زمانی به مهمونی
ویو ته
من به کوک گفته بودم زیاده روی نکن اصابم خورد شد رفتم دستشو گرفتم کشون کشون آوردمش بیرون
ویو کوک
داشتم وسط قر میدادم که یه مردی آوردم بیرون از مهمونی (مسته ) هی اقا داری چیکار میکنی من شوهر دارم ولم کن
ته : کیم جنکوک فقط خفه شو
ذهن کوک [الان فهمیدم چه گندی زدم پس خفه شدم]
پرش زمانی به خونه .. چقدر هم پرش زمانی داریم 😂 الان توی خونن
ته: من مگه صد بار بهت نگفتم زیاده روی نکن هاااا (عربده )
کوک: با اون عربده ای که کشید ناخدا گاه اشکام سرازیر شد..
ته : گفتم جواب منو بده (ته داره همش با داد صحبت میکنه )
کوک: آنقدر سرم داد نزن کیم تهیونگ برده خو نگرفتی آنقدر دستور میدی منم آدمم یکم آرامش و خوشحالی میخام( همه حرف هاش با گریه هس ) نزاشتم حرفش رو بزنه رفتم داشتم همین اینجوری میرفتم که نمیدونم چیشد و سیاهی
ویو ته
اون حرف هارو زد و رفت یکمم ناراحت شدم اما منم حساسم روش نمیتونم بزارم همه کاری کنه (دانلود یکی از اینا) داشتم همین اینجوری فکر میکردم که یه چیزی افتاد زمین برگشتم دیدم عروسکمه فوری رفتم بغلش کردم گریم گرفته بود
ته : عروسکم عشقم قشنگم من گ...ه خوردم بلند شو معذرت میخوام حق حق
زنگ زدم به دکتر هان تا بیاد عروسکم رو معاینه کنه
پرش بعد معاینه
ته : حالش چطور
دکی : آقای کیم فشارشون افتاده و هرسه شون خوبن باید بیشتر مراقبشون باشید مم یکسری ویتامین هم مینویسم حتما برید بخرید
ته : هوم باشه صبر کن ببینم تو گفتی هر سه ؟
دکی : بله تبریک میگم آقای کیم باردارن اونم دوقلو من دیگه مرخص میشم
وقتی دکی اینجوری گفت داشتم بال در میوردم رفتم. پیش عروسکم دیدم روش رو کرده اونور
ته : بیب نباید قهر کنی من معذرت میخوام باشه ( از لبش بوسید )
کوک : باشه اما به شرطی که برام نوتلا بخری
ته : هرچی پاپا کوچولوم بگه
کوک :چی پاپا یعنی ....
ته :آره قشنگم تو حامله ای اونم دوقلو 🫄
و بله هردو اشک ذوق ریختن و به خوبی و خوشی زندگی کردند 🫠
میدونم طولانی و مزخرف شد اما دستم شکست یه لایک کن لامصب چیزی ازت کم نمیشه خو 🤧🗿
وقتی تهکوک باهم دعوا میکنن
.
.
.
ویو جنکوک
سلام من جعون جنکوک هستم ۱ ساله با بزرگ ترین مافیا آسيا ازدواج کردم
ویو تهیونگ سلام من کیم تهیونگ هستم بزرگ ترین مافیا آسيا... با جعون جنکوک ازدواج کردم
ویو تهیونگ
امروز هم داشتم اط شرکت (باند مافیایی) بر میگشتم .. داشتم به خرگوش کوچولوم فکر میکردم ببینم داره چیکار میکنه تو همین فکرا بودم که پدرم زنگ زد پرش زمانی به مکالمه
پ/ت : سلام پسرم برای امشب یه مهمونی ساعت ۷ گرفتم امید وارم تو و دامادم هم بیاید
ته ته : سلام حتما
پایان مکالمه کیف کردین چطوری حرف زدن 😂😐
پرش زمانی به خونه
ویو جنکوک توی خونه نشسته بودم داشتم فیلم نگاه میکردم که در باز شد فهمیدم خرسیم آمده رفتم پیشش
کوک: سلام عشقم (رفت بغلش)
ته : سلام عروسک امشب پدرم مهمونی گرفته
کوک :اوهوم ساعت چند
ته :۷
کوک :اوها من برم آماده شم ......
پرش زمانی به مهمونی
ویو ته
من به کوک گفته بودم زیاده روی نکن اصابم خورد شد رفتم دستشو گرفتم کشون کشون آوردمش بیرون
ویو کوک
داشتم وسط قر میدادم که یه مردی آوردم بیرون از مهمونی (مسته ) هی اقا داری چیکار میکنی من شوهر دارم ولم کن
ته : کیم جنکوک فقط خفه شو
ذهن کوک [الان فهمیدم چه گندی زدم پس خفه شدم]
پرش زمانی به خونه .. چقدر هم پرش زمانی داریم 😂 الان توی خونن
ته: من مگه صد بار بهت نگفتم زیاده روی نکن هاااا (عربده )
کوک: با اون عربده ای که کشید ناخدا گاه اشکام سرازیر شد..
ته : گفتم جواب منو بده (ته داره همش با داد صحبت میکنه )
کوک: آنقدر سرم داد نزن کیم تهیونگ برده خو نگرفتی آنقدر دستور میدی منم آدمم یکم آرامش و خوشحالی میخام( همه حرف هاش با گریه هس ) نزاشتم حرفش رو بزنه رفتم داشتم همین اینجوری میرفتم که نمیدونم چیشد و سیاهی
ویو ته
اون حرف هارو زد و رفت یکمم ناراحت شدم اما منم حساسم روش نمیتونم بزارم همه کاری کنه (دانلود یکی از اینا) داشتم همین اینجوری فکر میکردم که یه چیزی افتاد زمین برگشتم دیدم عروسکمه فوری رفتم بغلش کردم گریم گرفته بود
ته : عروسکم عشقم قشنگم من گ...ه خوردم بلند شو معذرت میخوام حق حق
زنگ زدم به دکتر هان تا بیاد عروسکم رو معاینه کنه
پرش بعد معاینه
ته : حالش چطور
دکی : آقای کیم فشارشون افتاده و هرسه شون خوبن باید بیشتر مراقبشون باشید مم یکسری ویتامین هم مینویسم حتما برید بخرید
ته : هوم باشه صبر کن ببینم تو گفتی هر سه ؟
دکی : بله تبریک میگم آقای کیم باردارن اونم دوقلو من دیگه مرخص میشم
وقتی دکی اینجوری گفت داشتم بال در میوردم رفتم. پیش عروسکم دیدم روش رو کرده اونور
ته : بیب نباید قهر کنی من معذرت میخوام باشه ( از لبش بوسید )
کوک : باشه اما به شرطی که برام نوتلا بخری
ته : هرچی پاپا کوچولوم بگه
کوک :چی پاپا یعنی ....
ته :آره قشنگم تو حامله ای اونم دوقلو 🫄
و بله هردو اشک ذوق ریختن و به خوبی و خوشی زندگی کردند 🫠
میدونم طولانی و مزخرف شد اما دستم شکست یه لایک کن لامصب چیزی ازت کم نمیشه خو 🤧🗿
- ۸۹۴
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط