{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال

پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال
لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس . . .
دیدگاه ها (۵)

در قید غمم ، خاطر آزاد کجایی ؟تنگ است دلم ، قوت فریاد کجایی ...

دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که می دانیصدای غربت من را از...

من دلم برای آن شب قـشنگ . . .من دلم برای جاده ای که عاشـقانه...

ﺧــﺪﺍﯾــــــﺎ !!ﺁﻏﻮﺷـﺖ ﺭﺍﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻫـــــﯽ ؟ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ !ﭼ...

از بس از دور بوسیدمت رنگای عکسا رفتنحیف منی که کوچه ها رو تن...

عشق رازی‌ست که خورشید به بارانش گفتنیز رمزی که شقایق به گلست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط