{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه ای با اشک چشمانم

نامه ای با اشک چشمانم
نوشتم ، خوانده ای؟
من هنوزم یاد تو هستم
تو یادم ، مانده ای؟
مانده ام چشم انتظار
یک خبر از سوی تو
راست گو آیا تو هم
چشم انتظارم مانده ای؟
ازوقتی تو رفتی.لبخندت رفت ورفتنت مرااز چاله ی گونه هایت دراورد
و در چاه زیر چشمان خودم انداخت
هر روز سیل جاری است در این چاه ازچشمه ی چشمانم
که ای کاش چشمه ی برفی بود
زلیخایی این یوسف را چشم به راه نیست!
آدم من!برگردهیچ جاخانه ی حوا نمیشود
دیدگاه ها (۹)

قیامت میڪند چشمی ڪه می بندد دهانم را شرار عاشقی میسوزد آخر ...

غروب از ترس تنهایی شدم هم صحبت دریا نه دریا درد من...

گریه هایم همه از عشق حکایت داردیعنی این دل به چشمان تو عادت ...

کوچه ها را شبانه می گشتمبا دو چشمی که تشنه ی او بودبا دو پای...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟮 یهو صدای بلند و رسا از چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط