پارت

پارت ۴۰

یوری:ا/ت....
ا/ت:چیه؟
یوری:واقعا داری ازدواج می‌کنی
ا/ت:هوم...
یوری:مطمئنی که میخوای ازدواج کنی؟
ا/ت:اره🥲
یوری:باشه پس
ا/ت:بریم با یجی بازی کنیم
یوری:تو برو استراحت کن یجی هم صدا کن بیاد با من بازی کنه
ا/ت:باشه
ویو شوگا
ی لباس پوشیدم رفتم پایین که دیدم دست بابام ی چیزی هس
شوگا:بابا اون چیه؟
ب.ا/ت:کارت عروسی ا/ته
شوگا:ا/ت؟😳
ب.ا/ت:هوم اره
شوگا:کی هس؟
ب.ا/ت:۴ شنبه
شوگا:چیییی😳

شرط ۵ لایک
دیدگاه ها (۳)

سلام سلامببخشید نمیتونم رمان تا فردا یا پس فردا بزارم امروز ...

پارت ۴۱شوگا:چیییی😳ب.ا/ت:نشندییی؟؟شوگا:۴ شنبه گفتی آخه مگه چن...

پارت ۳۹*تهیونگ رف*داشتم گریه میکردم بعد رفتنش که یجی اومدیجی...

#ناشناس

love Between the Tides²⁰چند روز بعدا/ت با خودم فکر میکردم که...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

سرنوشت "p,43...دست کوک رو گرفتم و با هم رفتیم توی پاساژ....ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط