{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاتل زنجیره‌ای من ⛓️🩸[۱۱]

قاتل زنجیره‌ای من ⛓️🩸[۱۱]

سفارش که بیان‌ اشتباهی قهو ريختن فنجون شکست غوغای مدرسه شروع شده بود یکی از نظافتچی ها اونجا رو تمیزه کرد رفت تا وقتی که قهو و شیر کاکائو به میزشون رسید گذاشتن روی میزه رفتن تهیونگ شروع کرد به خوردن ا/ت هم می‌خورد تا وقتی تمومه کردن بلند شدن خواستن که برن ا/ت سریع برگشت بوسه‌ی گذاشته روی گونه تهیونگ رفت تهیونگ خشک شد یه لحظه قلبم شروع به تند تپیدن کردن حس عجیب ناشناس تو درونش پیچیده یکدفعه به خودش اومد فحشی نثار خودش کرد رفت سپت کلاس نشسته روی صندلی تمومه مدت دنبال آدم مورد نظر بود که پیدا *لی سوی ونگ * اون آدم هولی بود وان نایت زیاد داشته حقش بره اون دنیا تمام زمان زیر نظرش داشت تا اینکه زنگ خورد بدون هیج حرفی با سرعت رفت دنبالش چاقو رو درآورد حمله ور شده بهش ‌‌......*ادامه دارد نچ نچ تمومه نشده بریم ذهن ا/ت😁*

ویو ا/ت
نمی دونم چیشده اون کار رو کردم وقتی تهیونگ اومد کنارم نشسته قلبم شروع به تند تپیدن گرد نمی دونم ولی ذهنش خیلی درگیره همینجوری داشتم گوشه می کردم زنگ خورد دیدم تهیونگ با سرعت دنبال یکی رفت از سر کنجکاوی دنبالش رفتم کاشکی نمی رفتم دیدم تهیونگ داره با چاقو فرو میکنه تو بدن اون آدم اون همون قاتل زنجیره‌ای هست از ترس خشک شدن تهیونگ صورت‌ شو بالا آورد با خون پاشید روی صورت لبخند سادیسمی زل زده بود بهم با چاقو اومد سمتم ی
با سرعت خواستم فرار کنم که تهیونگ با دست هاش منو گرفته کوبید به دیوار چاقو رو گرفته زیز گلوم

_نباید فضولی می کردی دارلینگ *آروم *
+ته...ولم کنه خواهش میکنم به هیچکس ..نمیگم..
_ نه دارلینگ راه فراری نیست از آلان مال منی فکر فرار به دهنت برسه میمیری *خند سادیسمی *
+ته..
_ حرف نزنه راه بیوفته *ترسناک
+.....[ ادامه دارد ]

سلام با تاخیر گذاشتم بازم باید ایده اینها می گرفتم اینها خو اینم پارت جدید شرط های پارت [۲۰لایک ، ۷کامنت ، ۲بازنشر ] نرسید شرط ها بازم میزارم مراقب خودتون باشین 😁🍓
دیدگاه ها (۲۶)

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁴چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت.همه به ا/ت خ...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

فاصله یک لبخند تا جنون

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط