{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ایی کوتاه و صدایی شنیدم ک

دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ایی کوتاه و صدایی شنیدم که مرا لرزاند. صدای خنده ی “خدا” را شنیدم ، واضح تر از صدای نفس هایم
دیدگاه ها (۱)

قلب صبورم

منو. اون که الان نیست

دلتنگیم حرف ها دارد

ﺍﮔــہ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻦ یہ ﻧََﻔـــــﺮ . .ﯾِﻬـــــﻮ ﻋَصبـــــے میشہ . ....

سلام.صبح پنجشنبه تون بخیردعاى امروزم برای شماامیدوارم که در ...

🌑 PART ۴ – دشمن قدیمی باد سرد شب از لای پنجره‌های عمارت گذش...

پارت ۳۵نفسم می‌لرزید.اشکام بند نمیومدن و قلبم اونقدر درد میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط