{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌑 PART ۴ – دشمن قدیمی

باد سرد شب از لای پنجره‌های عمارت گذشت و پرده‌ها را لرزاند. هانا کمی از ترس جمع شد، اما جونگ‌کوک آرام به سمتش رفت.
صدای خش‌دارش در تاریکی پیچید:
«هیچ‌کس دیگه نمی‌تونه بهت نزدیک بشه، قول می‌دم.»

ولی درست همان لحظه، تماس تلفنی روی میز لرزید.
«مین‌هو» — دشمن قدیمی جونگ‌کوک، کسی که سال‌ها پیش باعث کشته شدن برادرش شده بود — برگشته بود.
پیغامی کوتاه فرستاده بود:
> «زمان تسویه حسابه، رئیس.»

جونگ‌کوک حس کرد تمام دنیا دوباره روی دوشش افتاده. این بار چیزی برای از دست دادن داشت… هانا---
دیدگاه ها (۰)

🌒 PART۵ – شعله‌ی نجات جونگ‌کوک تصمیم گرفت همه‌چیز را خودش ت...

🌔 PART ۶ – زندگی دوباره چند روز بعد، جونگ‌کوک در بیمارستان ...

PART ۳ 🛐 آتش و یخهانا ماهها در عمارتش زندگی کرد. اتاقی بزرگ...

👄PART ۲ – اسیرِ نگاهشوقتی هانا بی‌توجه از کنار محافظانش رد ش...

#Blood_and_dew«خون و شبنم» 𝐏𝐭𝟏شب بارونیِ سئول همیشه بوی خطر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط