{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش به خیر دو سال پیش کلاس اسکیت هاکی میرفتم تیممون متشک

یادش به خیر دو سال پیش کلاس اسکیت هاکی میرفتم تیممون متشکل از همه سنی بود
از بیست و چند ساله تا ده ساله داشتیم
یه روز عین هرروز رفتم برا تمرین همه داشتند خودشونو گرم میکردند
یکی از بچه ها البته بچه ها که نه جوونای گروهمون داشت دور زمین میچرخید و سرش توی موبایلش بود یکی دیگه از بزرگای گروه داشت با توپ تمرین میکرد
این پسره که میگم خیلی حرفه ای بود و قبل از اینکه به ما ملحق بشه بدنسازی میرفت و بازو های قوی داشت به همین خاطر ضربه های محکم و سنگینی میزد
همین طوری داشت با توپ ور میرفت که جو گرفتش یه شوت بزنه
از آخر زمین حرکت کرد و تا وسط زمین رفت و از اونجا شوت کرد
اینقدر قدرتمند ضربه زد که توپ از زمین جدا شد و حدود دو متر از سطح زمین بالاتر رفت
اونی که گفتم سرش تو موبایلش بود یک دفعه از جلوی دروازه رد شد که ناگهان متوجه شد توپ زوزه کشان به سمت سرش میاد
در جا خشکش زد هرکس اونو تو اون حالت میدید حدس میزد قطعا اونو از دست دادیم
ناگهان یه تصمیم آنی گرفت و کف دستشو جلوی صورتش گرفت ،توپ مثل گرگی که بروی میش میپره درست وسط دستش جای گرفت و اون تعادلشو از دست داد و از پشت افتاد تو دروازه
تمام دستش کبود شده بود
دیدگاه ها (۱)

اینم جیگر باباش رفتم تو این لینکه http://www.watbaby.com/ir...

من و رفقای مسلح برای دستگیر کردن بچه دزد خانوم دزده اگه همش...

گل پتوس من

رز آبی پارت ۵

رز آبی پارت ۲۲

راجب بازی دوستانه امروز یکسری نکات رو بگم:عملکرد ذلیخایی بسی...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

داستان عاشقانه جدید

خواهر یه کوالا پارت ۲۶

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p4جونگکوک چند دریبل زد و بعد دوباره به ت...

رز آبی پارت ۲۴

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط