{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو دو مرغ دلاویزی به تنگ هم شدیم افسوس

چو دو مرغ دلاویزی به تنگ هم شدیم افسوس

همای من پریدی و مرا بی بال و پر کردی

#شهریار
دیدگاه ها (۴)

ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیمگوش خود بر دم شش تای طرب بنها...

خیلی مشکل است، آدم بخواهد تمام وقت مراقب خودش باشد تا آنچه ر...

گاه از غم او دست ز جان می‌شوئیگه قصهٔ آ، به درد دل می‌گوئیسر...

اونجا که شهریار میگه:هزار درد فرستادیم به جان، لیکنچو آمدی، ...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط