{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منشی زیبا روی وارد اتاق مدیر عامل شد و گفت مدیر خوشتیپ و

منشی زیبا روی وارد اتاق مدیر عامل شد و گفت مدیر خوشتیپ و نازنینم ...
فردا روز تولد توست و من برنامه خاصی را برای همین منظور ترتیب دادم و دوست دارم شما فردا به منزل من تشریف بیاورید . مدیر عامل از خوشحالی دست هایش را به هم مالید و گفت ممنونم عزیزم از این بهتر نمی شه .
فردا شب مدیر عامل با ظاهری آراسته و دسته گلی شیک زنگ آپارتمان منشی اش را زد .منشی در را باز کرد . مدیر وارد آپارتمان شد . بوی ملایم عطری فضا را آکنده بود منشی با لباسی نیمه باز و شیک از مدیر استقبال کرد و به او گفت عزیزم می خواهم سورپرایزت کنم تا تو خودت را آماده می کنی من برم اتاقم و برگردم اما چراغ پذیرایی را خاموش می کنم تا تو راحت باشی . منشی چراغ پذیرایی را خاموش و به اتاق خواب رفت ... !!!!
وقتی چراغها روشن شد، مدیر عامل مشغول نماز خواندن بود . او قبلا مشابه این داستان را خوانده بود و به فتنه زنان واقف بود . همه مهمونا و زن مدیر عامل مجبور شدند صلوات محمدی پسند بفرستند !!!!!
دیدگاه ها (۲)

دخترای.. دهه 50 مامان من کلاس فوق العاده دارم دیرتر میام دهه...

اول لایک کن، بعد بگو کدومشون زنِ زندگیه؟ ‎'‎اول لایک کن، بعد...

امروز صبح وایسادم کنار خیابون تاکسی بگیرم، یه لکسوز کنارم وا...

دقت کردین همیشه دخترای خوشگل نصیبه پسرای زشت میشن و پسرای خو...

پارت 1ویو نارا از بچه گی عاشق ایدل شدن بودم امروز بعد از صبح...

رمان تهیونگ

LOOKING FOR YOUPART : ¹⁰تق تقتهیونگ بدون اینکه سرش را از روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط