خاطرت هست نگاهی که به ما می کردی

خاطرت هست نگاهی که به ما می کردی 
دردها را ز سر لطف دوا می کردی

می نشاندی گرهی بر سر ابروی و از آن 
گره از کار دل غم زده وا می کردی

یاد داری که سحر موقع گل باز شدن 
می نشستی لب ایوان و صفا می کردی

پاک از هر چه بدی هست به شیدایی آب 
روی سجاده ی خـورشیـد دعا می کردی

می زدی بوسه به لعل لب گل های بهار 
دین خود را به لب عشق ادا می کردی

یاد داری که به فرخنده ترین طلعت صبح 
باغ را با ادب ِ نور صدا می کردی

طرٌه ی موی تو را شانه که می کرد نسیم 
از هجوم عرق شرم حیا می کردی

هرگز از مزمزه ی بوسه لبم کام نجست 
کاش آن معجزه را قسمت ما می کردی...
#خاصترین
🦋❤❤🦋
دیدگاه ها (۲)

وقتی ميان همهمه ها بی صدا شدیيعنی به عشق و دردسرش مبتلا شدیم...

بر لبت ای مهربانو طراحی از لبخند نیستطرز رفتار تو مثل آدم خر...

گُل‌ ها هم مثل بعضی آدم‌ ها بد اقبال هستند.بین این همه ی گل،...

اشکالِ ما آدم ها این است که هر کدام به روش خود یکدیگر را دوس...

fallible love(عشق خطلا پذیر)چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط