قلب من عمری اسیر فتنه ی دلدار شد

قلب من  عمری اسیر فتنه ی دلدار شد
آنقدردیدم دوچشمش راکه چشمم خارشد

سرنوشتم هرچه باشدمیپذیرم باک نیست
غصه ها اما درون  قلب من انبار شد..!!

انعکاس نور بود و لحظه های عشق نور
ناگهان دنیا به روی  دیده ی من تار شد

روزهای سخت راپیموده ام خالی ازعشق
گو که هست و نیستم سرمایه تاتار شد

لابلای این ردای عاشقی چیزی نبود...!
عاقبت در آستینم لانه ی یک مار شد

مردباش ولحظه ایی هم مثل من تبدارشو
این همیشه درد با چشمان تو بیمار شد


#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه
‌ ‎‌‌‌
🍃🌺🍃
دیدگاه ها (۰)

نکنی از سر احساس به قلبم نظری نکند عاشق و دلبسته ی یاری دگری...

آدمک آخر دنیاست بخندآدمک مرگ همین جاست بخندآن خدایی که بزرگش...

شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق من🍁نازِ آن خندیدنت را دوست ...

یادگاری امشب از یلدا بگواز صدای پای هر رویا بگواز می و از مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط