The hostage s2 p7

که به دنیای پر رمز و راز خواب وارد شد .
«داخل خواب»
تو ی یک اتاق بود با تم صورتی که یکهو یه دختر بچه ی گریون با پیراهن ساده ی یاسی وارد اتاق شد و خودشو رو تخت صورتی مرتب انداخت و شروع کرد به بلند بلند گریه کردن .
چند لحظه ی بعد در اتاق به صدا در اومد و یه صدای آشنا گفت :
_ دارم میام توووووو
زن خوش استایلی وارد اتاق شد که صورتش تار بود اون زن گفت:« دختر خوشگل مامان چرا گریه میکنه؟»

_اوما(مامان به کره ای) اوپا(برادر بزرگتر )
با من بازی نمیکنه یعنی دیگه دوستم نداره؟
زن خیلی باوقار خندید و گفت
_این چه حرفیه جوجه! اوپا عاشقته فقط بخاطر اینکه جیمین اوپا اومده دوست داره با اون که همسنشه بازی کنه .
_ایش جیمین اوپا رو دوست ندارم
_این چه حرفیه
_ تا اون میاد اوپا باهام بازی نمیکنه !
زن داشت می‌خندید که در دوباره به صدا در اومد
یه زن با لباس سرمه ای که اون هم قیافش تار بود وارد شد .
_مادر و دختر خوب باهم خلوت کردن .
پاشین پاشین بریم غذا بخوریم
_خاله میای بعد باهم بازی کنیم؟
_حتما عشقم
مین یانگ شروع به حرکت کرد تا بتونه قیافه دختر رو ببینه که احساس کرد یه دست نامرئی داره اون رو به عقب می‌کشه و اتاق کم کم داره محو میشه …
________
سلام توت فرنگی هام حالتون خوب بوده؟
دیدگاه ها (۰)

کیا دارن؟ منکه ندارم.....

:)از پیج ایشون اصکی رفتم https://wisgoon.com/k_pop_1388

وای اون زمان که این آهنگو حفظ بودم ...

ولی صدای ادل.......

بعد دیدن این دیگه اشک ندارم...💔

پارت۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط