{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیری در بیشه ای خفته بود، گاهی با شیطنت های یک موش بازیگو

شیری در بیشه ای خفته بود، گاهی با شیطنت های یک موش بازیگوش از خواب می پرید. هر بار با بیداری شیر،موش می گریخت و شیر می دید اگر به تعقیب موش بپردازد خواب زده می شود.بنابراین دوباره می خوابید.
تنبلی و بی خیالی شیر کم کم بر گستاخی موش افزود و او این تنبلی را به حساب ناتوانی شیر می گذاشت بنابراین هر مرتبه به شیر نزدیک تر می شد و بیشتر او را می آزرد. جالب این که پس از هر شیطنت وقتی به لانه برمی گشت برای دیگر موش ها کلّی رجز می خواند و از شجاعت خویش افسانه ها می بافت. وقتی با تردید موش ها روبه رو می شد،می گفت: 
اگر به حرف های من شک دارید، همراه من بیایید و از دور شجاعت مرا تماشا کنید.
بنابراین موش ها دسته جمعی از لانه بیرون آمدند و رفتار گستاخانۀ موش شجاع را به تماشا نشستند.
این دفعه موش برای خودنمایی به شیر نزدیک تر شد و شیطنت خود را آغاز کرد. ناگهان شیر خشمگین شد و از جای برخاست و با یک حملۀ برق آسا موش را در چنگال پرقدرت خود گرفت و در زیر دندان های تیز خود جوید و بلعید. سپس با کمال آرامش خوابید.
صبر و حوصله و اغماض افراد باگذشت و نیرومند را به حساب ناتوانی آنان نگذاریم🌷

#انرژی-مثبت🌷
دیدگاه ها (۱)

ولا بوخدا😃👌#انرژی-مثبت🌷

زندگی برای هیچ یک از ما ساده نیستاما چــه می شود کرد ما باید...

صفحه تلویزیوناخبار جنگ های جهان رانشان می دهدبه پشت بام می ر...

حالا که آمده ایاز گذشته نپرسدر روز آفتابیاز برف سنگین شب قبل...

تک پارتییییی نام: بی خوابیا.ت یک ماهی میشد که با نامجون ا...

کوتوله دوست داشتنی من پارت ۱

بچه‌ها ببخشید دیر شد هر چقدر میزاشتم اپلود نمیشد پارت دو :در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط