{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که عطش می کشدم در طب سحرا .

گفتم که عطش می کشدم در طب سحرا .
گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا.
گفتم که نشانم بده گر چشمه ی آنجاست.
گفتی چو شدی تشنه ترین قلب تو دریاست .
دیدگاه ها (۰)

یک روز از خواب بیدار می شوی نگاهی به تقویم می اندازی نگاهی ب...

جوانی را سفر کردیم تا عشق . نفهمیدیم به دنبال چه هستیم .

‍ روزی جدید رابا تو آغازیدن بی خبر از آنچه پیش می آید و آنگو...

تحقیقات نشان می دهد هر انسان معمولی، هر روز حدود پنجاه هزار ...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

my littel boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط