{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر یا مادرت که کنارت نباشد بعضی وقتها مثل بچه ها میشوی ب

پدر یا مادرت که کنارت نباشد بعضی وقتها مثل بچه ها میشوی بهانه میگیری مثل بچه ها بغض میکنی میخواهی به تمام عالم بفهمانی که فقط آنها را میخواهی که گاهی هیچ چیزی در این عالم خاکی نمی‌تواند جای خالی شان را در زندگی ات پر کند هیچ دست پر مهری نمی‌تواند به مهربانی دست آنها شود
حسی که حالا دارم همین است با تمام وجودم به تو نیاز دارم پدرم
بچه شده ام خسته ام هیچ بودنی نمی‌تواند درد نبودنت را در دلم آرام کند
اگر بودی شاید برایم از آن ترانه های شادت می‌خواندی. شاید مرا محکم مثل آن زمان ها در آغوش میکشیدی،می بوییدی و هم خودت آرام میگرفتی هم من.
با تمام وجودم نیازمندت بودم زمانی که رفتی

کاش بیایی کاش دوباره بیایی و کنارم در حیاط کنار باغچه بنشینی و با من حرف بزنی مرا بخندانی و ارامم کنی
پدرم دلم بدجور هوایت را کرده
کاش میشد چند روزی از خدا مرخصی میگرفتی و به دیدنم می آمدی
میدانی آن موقع از تو چه میخواستم ؟! میخواستم تمام آن چند روز را فقط برای من باشی فقط من و تو باشیم از تمام اتفاق هایی که در این چند سال افتاده برایت میگفتم تمام بغض هایم را کنارت روی شانه ات میشکستم محکم در آغوش میکشیدمت
می‌شود تو دنبالم بیایی؟؟؟
❤❤❤
دیدگاه ها (۲)

دکتر مجتبی شکوری معلم❤🧡☘

اردشیر رستمی☘کتاب باز/ 📚🧡❤

🧠🫂❤دوستان حتما ببینین خیلی جالبه

یلدای همه مبارک 🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉❤🍁🍁❤

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط