{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون روز تو اون شلوغی

اون روز تو اون شلوغی
یهویی همه ماشین ها ایستادن
بنده هم وسط دوتا ماشین ایستادم
دو تا از همین های که
داشتند می پیوندیدن به تجمعات اعتراضی
که همین دهی ۸۰ ها هم بودم
حالا داره می‌بینه که جلوی من را نیست
و بسته است
پشت سر من داره با لگد میزنه به تایر
هی با لحنی تند میگه آقا برو آقا برو دیگه
فقط بگی اونجا دارند حلوا میدن
یا بگی اونجا جنگه و اینا واسه
انتقامی کمکی چیزی داشتند می رفتند
اونجا که اینقدر عجله داشتند
هی روزگار هی🍃🕊️
و لیکن جای سوال بود
چرا در نیم شب و چرا با بزرگ و کوچیک
نبودید یا زن بچه و مو سفید هاتون؟
توهین و بی احترامی نباشه
شما هنوز کم سن هستید
و هیچ وقت هم فرق
تر و خشک رو هم تشخیص نمیدید
و واسه این که دنیا دیده نیستید
حتا حرف منم گوش نکنید
چه برسه حرف دشمن خاک تون
پس بصبر جانم تا غرور جوانی
ز سرت پر بگیرد💔🚶
دیدگاه ها (۰)

مگم یو غیرت خبری‌کی‌گی🌪️🍃🕊️

🕊️🍃🥀

هی خدا بزرگه اینشالله این دوری و این ناشناسی این سر در گمیتم...

این جهان کهنه ای ما دردو سه جمله خلاصه می شودو هرچه بیشتر هم...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۲۶

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط