{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معشوقه بودن بلد نیستم

معشوقه بودن بلد نیستم
بلد نیستم بگویم عزیزم
با همه می خندم
همه را می خندانم
به تو که می رسم
دست و پایم را گم می کنم
زبانم می میرد
تمامم می میرد
فقط قلبم می تپد
آن هم که حرف زدن بلد نیست
دیدگاه ها (۱)

آه ای زنی کهقبل از آن قبلی نبوده استو بعد از آن بعدی نخواهد ...

ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ...

نگاهت می‌کنم خاموشو خاموشی زبان دارد،زبانِ عاشقان چشم استو چ...

‌کاش خدا حک بکندمهر مرا در دل تو

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت یـازدهـم عاشق همیش...

با هم دکلمه گوش کنیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط