{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معشوقه بودن بلد نیستم

معشوقه بودن بلد نیستم
بلد نیستم بگویم عزیزم
با همه می خندم
همه را می خندانم
به تو که می رسم
دست و پایم را گم می کنم
زبانم می میرد
تمامم می میرد
فقط قلبم می تپد
آن هم که حرف زدن بلد نیست
دیدگاه ها (۱)

آه ای زنی کهقبل از آن قبلی نبوده استو بعد از آن بعدی نخواهد ...

ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ...

نگاهت می‌کنم خاموشو خاموشی زبان دارد،زبانِ عاشقان چشم استو چ...

‌کاش خدا حک بکندمهر مرا در دل تو

عشق نحس.

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

با هم دکلمه گوش کنیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط