{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" Win on love"

" Win on love"
Love wins in the end?
Part:1
ویو کوک:
صدای ویز ویز الایمر یهو خاموش شد ،با خستگی تمام چشامو باز کردم و متوجه قیافه گرم و خوشحال جیمین شدم که داشت موبایلمو سر جاش میزاشت نگاهی بهم کرد و لبخندی گرمی بهم امانت داد و سریع محو شد .
جیمین:هی کوک پاشو پسر صبحونه رژیمیتو درست کردم
جیمین رژیمی و یه جوری با نفرت و تنفر تلفظ کرد .
کوک هوف بلندی کشید و تن ورزیدشو به سختی از روی تخت گرم و نرم بلند کرد، جیمین نگاهی به برادر کوچیک ترش کرد
جیمین:دیشب تا نصف شب کجا بودی ها؟ میدونی چقدر نگرانت شدم؟ و اروم به پشت سر کوک ضربه زد
اخم ریزی بین ابرو های کوک جا خوش کرد
کوک:هیونگ خیلی غرغر میکنیااا امشب مسابقه دارم دیشب داشتم تو سالن تمرین میکردم توهم میای دیگه نه؟
جیمین لبخندی ضایع به کوک هدیه داد
جیمین:باورت نمیشه ولی ایندفعه دیگه سرم خلوته و میتونم بیام
کوک لبخندی پر از گرما زد و هیونگشو توی آغوشش گرفت
جیمین:هییی کوکی دارم خفه میشم .
اون دوتا بعد از ماها کنار هم بودن و کوک از این خوشحال بود که هیونگش از ماموریت شش ماهه برگشته و براش وقت داره ولی استرس داشت از اینکه اولین نبردش که جلوی تنها عضو خانواده شو ببازه
بعد از خوردن صبحونه کوک رفت توی اتاقش و لباسشو عوض کرد و به سمت در رفت که صدای عصبی جیمین و شنید.
جیمین:هی کجا میرییی؟
کوک :هیونگ دارم میرم یکم تمرین کنم شب با اون غول مسابقه دارم ..
از خونه زد بیرون و داشت به مسابقه فکر میکرد
کوک:آخه چطور میتونم کسی که تاحالا یه شکست نداشته رو شکست بدم؟ جیمینا الان وقت دیدن مسابقه بود؟ چرا آنقدر بد شانسم
همینطور غر میزد و از کنار مغازه ها رد میشد ، کنار یه مغازه ایستاد و به عروسک های داخل ویترین نگاه کرد که دید ......
دیدگاه ها (۷)

" Win on love"Love wins in the end?Part:2همینطور غر میزد و ا...

" Win on love"Love wins in the end?Part:3یونگی:سر برادرت‌. ک...

" Win on love"Love wins in the end?Part:0پارت معرفی ؟ کوک:″۲...

″به نام خالق چشمان زیبآیش″.قراره فیک بنویسم ، اما خوب نه فقط...

استاد اخمو ۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط