{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت داشتم روزها سختم را بدون یاری آدمها پشتسر میگذا

وقتے داشتم روزهاے سختم را بدون یاریِ آدم‌ها پشت‌سر می‌گذاشتم و هیچ‌کس را براے مساعدت و دلگرمے نداشتم فهمیدم؛ من در نهایتِ ضعفم، قدرتمندم، در نهایت شوخ‌طبعی‌ام، قاطعم، در نهایت بی‌طاقتی‌ام صبورم و در نهایت شکنندگی‌ام ادامه‌دهنده‌ام. من در نهایتِ اضطرابم آرامم، در نهایت محدودیتم بلند پروازم و در نهایت پناهندگی‌ام پناه‌دهنده‌ام.
من در سخت‌ترین لحظات، خودم را محڪ زدم، دورتر ایستادم و به خودِ به استیصال رسیده و ادامه‌دهنده‌ام نگاه کردم و دلم خواست او را بغل بگیرم. او که به انتهاے خط طاقتش رسیده‌بود و همچنان داشت امیدوارانه ادامه می‌داد، که نا امید می‌شد، بغض می‌کرد، خسته می‌شد، کنار می‌کشید، اما خیلے زود خودش را آرام می‌کرد، به خودش دلدارے می‌داد، اشک‌هاے خودش را پاڪ می‌کرد، بلند می‌شد و با نگاهے رو به جلو، ادامه می‌داد.
من در سخت‌ترین روزهاے زندگی‌ام، خودم را شناختم و قول دادم بیشتر حواسم به خودم باشد. من همیشه بیش از توانم جنگیده‌ام. هرکس جاے من بود همان ابتداے راه براے همیشه تسلیم می‌شد و در نقطه‌ے امنے از زندگی‌اش براے همیشه پناه می‌گرفت.
دیدگاه ها (۱)

ببین من خیلی دوست دارم. شاید ۱ دقیقه از خدافظی کردنمون بگذره...

یه بار خیلی ناراحت بودم بهم گفت ببین من نمیتونم ازت دربرابر ...

وقتی واسه همیشه رفت، ناراحت شدم، غصه هم خوردم، شب اولش هم بر...

آخرش را برایت بگویمفوق فوقش تو رفته ایمن نشسته ام همینجا روی...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁵ ات مشکوک: کوک بهت یاد ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹¹..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨سریع دستاش رو قاب صورت دوستش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط