دوش می آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غم

دوش می آمد و رخساره برافروخته بود...... تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود......
دیدگاه ها (۱)

کاش فال شب یلدای همه این بشود؛ یوسف گمگشته باز آید به کنعان ...

ای سروه روان چه ناز دارد قدمتدل جو یا دل خوش به دیدار ما باز...

﷽‌#آقاجانم🍃دلم گرفته از اين انتظار يلداييدقايقم همه غرق "چه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط