{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی را دیدم

مردی را دیدم،
که برای بوسیدن دختر سه ساله اش
در مقابلش زانو زد و اجازه گرفت...
از او پرسیدم چرا چنین کردی؟
گفت:اینگونه یاد میگیرد که همیشه برای بوسیدنش اجازه لازم است...
یاد میگیرد که او با ارزشترین موجود زمین است!!
دیدگاه ها (۳)

جشنگههههههه

آن روزها که با تو بودن برایم آرزو بود تمام شد ! امروز با ت...

بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم. نگ...

راس تشو بگید

عشق و نفرت_قسمت ششم

my exp.10خیلی خوب میکاپ کرده بوداصلا میکاپش خیلی عالی تر شده...

مایکی و ایزانا روی مبل نشسته بودنمایکی گفت همه ماجرا رو فهمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط