{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خودم گفتم، راحت باش، یک دلِ سیر گریه کن، بعد اشک هایت

به خودم گفتم، راحت باش، یک دلِ سیر گریه کن، بعد اشک هایت را خشک کن، دستمال‌ات را کنار بگذار، به هیکل بزرگ ماتم زده ات تکانی بده و صفحه جدیدی را باز کن، به چیز دیگری فکر کن، راه بیافت و همه چیز را از نوع شروع کن.

👤آنا گاوالدا
دیدگاه ها (۰)

فیک : بین راندها

وقتی عموت بود

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

مربی موتور سوار

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پارت ششم ته. داداش کجا بودی میدونی چقدر دیر کردی الا. ات چی ...

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط