{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهـــی احساس میڪنَمــ روی دَستـــــ خـدا مــانده اَمــ

گاهـــی احساس میڪنَمــ روی دَستـــــ خـدا مــانده اَمــ

خَســتہ اَش ڪَردمـــــ خــودَش هَــم نــمــیــدانـــــــد با مَن چــہ ڪــنَــد....

مرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررگ
دیدگاه ها (۳)

هعععییی

خخ

اون مردایــــی که با یـــه نــــه گفتنشونمیفهمـــــی که دیگـ...

هعععییییی

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

قطره های آب روی شیشه عینک...شفاف و لغزنده...درست شبیه دل آدم...

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

جرعہ جرعہ عشق را سر ميڪشم  نقش عشقـم را بہ ساغـر ميڪشمخستہ ا...

جرعہ جرعہ عشق را سر ميڪشم  نقش عشقـم را بہ ساغـر ميڪشمخستہ ا...

شبتون درپناه ایزد منان 🥹♥️🌹از زاهدی پرسیدند :“از این همه نیا...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط